سلام دوستای خوبم
معذرت که یه کمی آپمون طول کشید آخه تا اونجایی که میدونید یه کمی سرم گرم بود به عروسی و این حرفا به خاطر اون شرمنده همتون شدم
مخصوصا مهرنوش خوبم
که خیلی اذیت کشید چون اگه من زود آپ میکردم اونم بعد من با حرفای قشنگش وبلاگ رو نورانی میکرد![]()
خوب یادمه یه روزی آبجی نگارم از من پرسید عاشق میشی؟
منم با غرور بهش گفتم نه من از عشق بازی بدم میاد
و یادمه گفت نمیشه هیچ انسانی عاشق نشه تو هم یه روزی عاشق میشی و به حرف من میرسی
حالا هم فکر میکنم به حرفش رسیدم
خوب دیگه زیادی نرین تو بهرش
خوب درسته من هر چه قدرم خوب آپ کنم که نمیکنم یعنی نمیتونم
بازم به پای مهرنوش نمیرسم ولی چه کنم وسع منم اینقدره دیگه
پس به اراجیف من گوش کنید:
مثل سگ
:
متاسفانه برخي از ما آدمها كمتر تحمل شنيدن صداي منتقد و مخالف خود را داريم و همين كه از ما انتقاد مي كنند مثل سگ به سوي منتقد خود حمله ور شده، با چنگ و دندانهايمان تكه و پاره اش كنيم كه چرا داري به من مي گويي بالاي چشمت ابروست. اما زماني كه همين ما مي خواهيم از كسي انتقاد كنيم باز هم مثل سگ مي شويم و آنچنان مانند سگ به مخاطب خود حمله ور مي شويم و آنچنان او را به باد انتقاد مي گيريم و با الفاظ گزنده خود تكه و پاره اش مي كنيم كه ديگر چيزي از او باقي نمي ماند و خلاصه آنچنان بلايي بر سرش مي آوريم و آنچنان از او انتقاد مي كنيم كه طرف حالش از خودش به هم مي خورد و از خودش عقش مي گيرد. جالب اينجاست كه ما منتقدين كه در شيوه انتقادي خود از روش سگي استفاده مي كنيم همواره از بي توجهي كساني كه ازآنها انتقاد مي كنيم نسبت به انتقادهاي دلسوزانه! خودمان گله مند هستيم . ((پيمان شاه ميرزا))
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 15:27  توسط سروش
|